سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک


جریان‌شناسی - .: ماهنامه دانشجویی حضور :.


*سیامک شادکام

”روز دهم آذرماه، مصادف است با سالروز شهادت روحانی مبارزی که در میدان دین و سیاست، با شجاعتی کم نظیر به جنگ با ظلم و زور برخاست و در هولناکترین ادوار تاریخ این سرزمین و در ایامی که هیج صدای مخالفی علیه ستم و اختناق رضاخانی بلند نبود، علم مبارزه را یک تنه بر دوش گرفت و در راه انجام رسالتی که بر عهده داشت. زندان، تبعید، ترور و شهادت را به جان و دل پذیرفت و بدون بیم و هراس از آن، حکومت جابر و فاجر رضاخانی را به مبارزه طلبید.“(1)
مرحوم سید حسن مدرس فقیه و سیاستمدار نامدار معاصر است که آوازه ی او بیشتر پس از پیروزی  انقلاب اسلامی مردم ایران به گوش نسل حاضر رسیده است. او فقیه و سیاستمدار «مردم واره ای » بود که در یک مبارزه همه جانبه با استبداد داخلی ، استحمار و خرافات رایج و سلطه ای استعمار خارجی همزمان می جنگید. او متعهد به اسلام و مدافع راستین حقوق مردم بود. در میان فقها، علما و مجتهدانی که حضرت امام خمینی (قدس سره) به تعظیم و تکریم آنان پرداخته است. شاید هیچ کس بیش از شهید مدرس مورد تجلیل قرار نگرفته باشد. امام یگانه فردی است که آن گونه که باید مدرس را شناخته است. مدرس با امام مشابهت های فکری داشت و چون سه عنصر فقاهت، صداقت و سیاست در مدرس جمع بود ، به او آنچنان امتیاز و برجستگی داد که امام امت برای آن پیر فقه، عرفان و سیاست این همه عزت و کرامت قائل شود.
در قسمتی از حکم تاریخی مورخه 28 شهریور 1363 امام مبنی بر بازسازی مزار مدرس آمده است:
»... در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالیمقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاریهای اوست و اینک با سربلندی از بین ما رفته بر ماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی – اعتقادی او را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم ...«
   مدرس موقعی پا به عرصه سیاست گذاشت که کشور ما شاهد افول نفوذ روحانیت (علیرغم داشتن نقش اصلی در نهضت مشروطه) در سالهای بعد از مشروطه و رشد و تسلط کامل جریان تجددخواهی بود، جریانی که به رهبری اشراف فرنگ رفته خواهان قانون و دموکراسی غربی بوده و به مبارزه با مذهب برخاسته و معتقد بود که راه نجات ایران دور ریختن کامل هر چه که از خود داریم و ملبس شدن کامل به لباس فرهنگ فرنگی است و معتدل ترین آنان طرفدار جدا شدن دین از صحنه زندگی عملی و سیاسی و اجتماعی مردم بودند. »شعار نه شرقی و نه غربی که امروز در تظاهرات میلیونی مردم مسلمان و انقلابی ایران بگوش می رسد بازتاب فریاد تاریخی مدرس است« (2)
این‌ نوشتار به‌ بررسی‌ مهمترین‌ اندیشه‌ها و فعالیت‌های‌ علمی شهید آیت الله ‌مدرس‌ خواهد پرداخت‌ و برجسته‌ترین‌ زمینه‌های‌اندیشه‌ی‌ سیاسی‌ او را مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار می‌دهد.
1ـ اندیشه‌ی‌ جامعیت‌
جامعیت‌، واژه‌ای‌ است‌ که‌ در اندیشه‌ی‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ مدرس‌، فراوان‌ به‌ چشم‌ می‌خورد. از نگاه‌ مدرس‌، جامعیت‌، عنصری‌ است‌ که‌ همیشه‌، قرین‌ فتح‌ و موفقیت‌است‌. مهم‌ این‌ است‌ که‌ بتوانیم‌ این‌ جامعیت‌ و قومیت‌ را حفظ‌ و زنده‌ نگاه‌داریم‌.مدرس بر این باور است که:
«قومیت‌ هر قومی‌، بقای‌ هر قومی‌، شرافت‌ هر قومی‌ و ترقی‌ هرقومی‌ به‌ چیست‌؟ قومیت‌ یک‌ قوم‌، از حفظ‌ جامع‌ آن‌ قوم‌ است ‌والاّ هر قومی‌ که‌ افرادی‌ هستند مختلف‌، اگر در تحت‌ یک‌جامعی‌ نباشند، عنوان‌ قومیت‌ از افراد، منتزع‌ می‌شود. بقای‌ هرقومی‌ به‌ چیست‌؟ بقای‌ هر قومی‌ به‌ حفظ‌ جمع‌ بین‌ افراد آن‌ قوم‌است‌. ترقی‌ و تعالی‌ هر قومی‌ به‌ این‌ خواهد شد که‌ جامع‌ میان‌خودشان‌ را نگهداری‌ کنند و به‌ واسطه‌ی‌ ترقی‌ آن‌ جامع‌، ترقی‌کنند. هر قومی‌ که‌ جامع‌ خودش‌ را از دست‌ داد، حیثیتش‌ تنزل‌کرد.»
مدرس‌، معنایی‌ گسترده‌ از جامعیت‌ را مد نظر دارد که‌ فرهنگ‌، تاریخ‌ و عقاید را نیز در برمی‌گیرد. از این‌ رهگذر، عقیده‌ دارد:
«بنده‌ موافقم‌ که‌ هر قومی‌، لسان‌ خودش‌ را حفظ‌ نکرده‌، ضعف‌به‌ قومیتش‌ وارد می‌شود، لباس‌ خودش‌ را حفظ‌ نکرده‌ ، ضعف‌به‌ قومیتش‌ وارد می‌شود. لباس‌ خودش‌ را حفظ‌ کند، صفات‌خلقی‌ خودش‌ را حفظ‌ کند. به‌ هر اندازه‌ که‌ جامع‌ خودش‌ را حفظ‌کند، به‌ همان‌ اندازه‌ قومیتش‌ باقی‌ است‌.»
اگر چه‌ مدرس‌ در سخنان‌ خود به‌ خط‌، زبان‌، لباس‌، آداب‌ و رسوم‌ به‌عنوان‌ محورهای‌ وحدت‌ و اتحاد در زندگی‌ خود نیز پایبند است‌، که هر کدام می توانند جامع قومیت باشند، ولی معتقد است اگر جامعی‌ چون‌ اعتقادات‌ وباورها در کنارشان‌ نباشد، آن‌ جامع‌ها در هم‌ می‌ریزند و دیگر نه‌ قومی‌ ونه‌ قومیتی‌ باقی‌ خواهد ماند. به‌ این‌ دلیل‌ که‌ بسیاری‌ از جنگ‌های‌ جهان‌ درمیان‌ هم‌زبانان‌ و هم‌نژادان‌ و هم‌ آب‌ و خاک‌ها و هم‌ آداب‌ و رسومان‌ اتفاق افتاده‌، اما هرگز ستیزی‌ میان‌ خردمندان‌ همفکر به‌ وقوع‌ نپیوسته‌ است‌.
2ـ اندیشه‌ ایرانی‌ گرایی‌
به‌ رغم‌ آن‌که‌ مدرس‌ در کسوت‌ روحانیت‌ و یکی‌ از مجتهدان‌ عصرخویش‌ است‌ و برای‌ پیاده‌ شدن‌ احکام‌ اسلامی‌ تلاش‌ می‌کند، اما درگفتار، نوشتار و اعمال‌ او، نشانه‌هایی‌ فراوان‌ از علاقه‌ای‌ وافر به‌ ایران‌ و مردم‌ آن‌، قابل‌ وارسی‌ است‌. از این‌ رهگذر، زمانی‌ که‌ او در نجف‌ به‌ کسب‌ درجه‌ی‌ اجتهاد نایل‌ می‌شود، از سوی‌ مراجع‌ وقت‌ به‌ ایشان‌ پیشنهاد مرجعیت‌ و رهبری‌ شیعیان‌ هندوستان‌ داده‌ می‌شود... با توجه‌ به‌ این‌که‌ چنین‌ مقامی‌، چه‌ از لحاظ‌ مادی‌ و چه‌ از نظر معنوی‌ برای‌ بسیاری‌ ازهمگنان‌ ایشان‌، به‌ صورت‌ یک‌ آرزو بود، اما مدرس‌ با رد آن‌ می‌گوید:
«اگر من‌ بتوانم‌ خدمتی‌ بکنم‌، باید به‌ ایران‌ بروم‌ و به‌ مردم‌ ایران‌خدمت‌ کنم‌.»
همین‌ علاقه‌ به‌ ایران‌ است‌ که‌ وقتی‌ شورش‌ وهابی‌گری‌ در مکه‌ ومدینه‌ انجام‌ می‌شود، مدرس‌ در مجلس‌ از دولت‌ می‌پرسد که‌ شما چرا اقدامی‌ نمی‌کنید؟ دولت‌ پاسخ‌ می‌دهد که‌ این‌، مسأله‌ی‌ داخلی‌ عربستان‌است‌ و ما نمی‌توانیم‌ اقدامی‌ بکنیم‌ و به‌ ما ربطی‌ ندارد، اما مدرس‌می‌گوید:
«این‌ مسأله‌ی‌ اسلام‌ است‌ و اسلام‌ هم‌ در ایران‌، موضوعیت‌ و طریقیت‌ پیدا می‌کند. از طرفی‌، دین‌ پیامبر اسلام‌ در معرض‌خطر قرار گرفته‌ و پیامبر گرامی‌ اسلام‌ هم‌ اصلاً یک‌ ایرانی‌است‌.... حضرت‌ ابراهیم‌ ایرانی‌ است‌، زیرا بابل‌ جزو مناطق‌ایران‌ بوده‌ است‌ و فرزندان‌ ابراهیم‌ هم‌ ایرانی‌ هستند... اگر قرارباشد بیرق اسلام‌ را کسی‌ به‌ دوش‌ بگیرد، این‌ کار، ویژه‌ ومخصوص‌ این‌ سرزمین‌ است‌ و در ایران‌ این‌ حرکت‌ انجام‌خواهد شد.»
مدرس‌ در یکی‌ از دست‌نوشته‌هایش‌ چنین‌ می‌نویسد: «همه‌ جای‌ این‌ جهان‌، سرزمین‌ من‌ است‌ و من‌ از میان‌ این‌سرزمین‌ ها، سرزمین‌های‌ اسلامی‌ را بیشتر دوست‌ می‌دارم‌ و ازمیان‌ سرزمین‌های‌ اسلامی‌، نسبت‌ به‌ ایران‌، علاقه‌ی‌ خاصی‌ دارم‌.»
3ـ اندیشه‌ی‌ توازن‌ عدمی‌
موازنه‌ی‌ عدمی‌، یکی‌ از اصطلاحات‌ سیاسی‌ ویژه‌ی‌ مدرس‌ است‌ که‌ آن‌ را در باب‌ سیاست‌ خارجی‌ مطرح‌ می‌نماید. او در این‌ خصوص‌می‌گوید:
«من‌ از هر دولتی‌ که‌ بخواهد دخالت‌ در امور ما بکند می‌ترسم‌ و باید توازن‌ عدمی‌ را نسبت‌ به‌ همه‌ مراعات‌ کرد، نه‌ توازن‌ وجودی‌، یعنی‌ شما برای‌ خودتان‌، ما هم‌ برای‌ خودمان‌.»
در این‌ حال‌، شاید بتوان‌ مخالفت‌ مدرس‌ با قرارداد 1919 را به‌ عنوان‌ یکی‌ از مصادیق‌ بارز و قابل‌ توجه‌ اندیشه‌ی‌ سیاست‌ عدمی‌ او در نظر گرفت‌. از این‌ رهگذر، با برکناری‌ صمصام‌السلطنه‌، میرزا حسن‌خان ‌وثوق الدوله‌ به‌ قدرت‌ رسید و قرارداد  1919 میان‌ ایران‌ و انگلیس‌، منعقدگردید، اما پس‌ از آشکار شدن‌ جریان‌ قرارداد از سوی‌ محافل‌، واکنش‌های‌ سختی‌ نشان‌ داده‌ شد. وثوق الدوله‌ برای‌ ترساندن‌ مخالفان‌ ،شدت‌ عمل‌ به‌ خرج‌ داد و حتی‌ افرادی‌ سرشناس‌ مانند مستشارالدوله‌، ممتازالدوله‌، ممتازالملک‌، محتشم‌السلطنه‌ و معین‌التجار بوشهری‌ را به‌کاشان‌ تبعید کرد. فرخی‌، عشقی‌، دشتی‌ و چند شاعر دیگر نیز زندانی‌ وتبعید شدند، ولی‌ هیچ‌یک‌ از این‌ اقدامات‌، آتش‌ مخالفت‌ را خاموش‌ نکرد و مدرس‌ و یاران‌ او موفق‌ شدند از اجرای‌ قرارداد مذکور جلوگیری‌ به‌عمل‌ آورند.
مدرس‌ دلایل‌ مخالفت‌ خود را با قرارداد چنین‌ بیان‌ می‌دارد:
«این‌ قرارداد می‌خواهد استقلال‌ مالی‌ و نظامی‌ ما را از دستمان‌ بگیرد، چون‌ اگر بنا باشد ایران‌ مستقل‌ بماند، هر چیزش‌ باید دست‌ ایرانی‌ باشد. حالش‌، مالش‌، حیثیتش‌، چه‌اش‌، چه‌اش‌،همه‌ چیزش‌ باید دست‌ ایرانی‌ باشد؛ اما این‌ قرارداد، یک‌ دولت‌خارجی‌ را در دو چیز مهم‌ مملکت‌ ما شریک‌ می‌کرد: در پولش‌ و در قوه‌ی‌ نظامی‌اش‌...»
او درباره‌ی‌ روابط‌ حسنه‌ با کشورهای‌ جهان‌، بویژه‌ کشورهای‌ همسایه‌ می‌گوید:
«چون‌ از ناحیه‌ی‌ ما زیانی‌ نیست‌، چه‌ زیان‌ سیاسی‌ یا پلتیکی‌نسبت‌ به‌ تمام‌ دول‌ خصوصی‌ یا دول‌ همسایه‌، بلا استثنا وهمیشه‌ در سیاست‌ و در اقتصاد، روابط‌ حسنه‌ داشته‌ایم‌ و باید هم‌ داشته‌ باشیم‌...»
«دولت‌ و ملت‌ ایران‌ باید سیاستش‌ نسبت‌ به‌ دول‌ عالم‌ به‌ نظرواحد باشد. سیاستش‌ این‌ تقاضا را دارد، ولی‌ بر همه‌ واضح‌است‌ که‌ دول‌ و ملل‌ اسلامی‌ طبیعتاً یک‌ خصوصیتی‌ با هم‌دارند.. البته‌ باید ما هم‌ یک‌ نظر خصوصی‌ به‌ آن‌ها داشته‌ وروابط‌ حسنه‌ی‌ خاص‌ با آن‌ها پیدا کنیم‌.»
4ـ سیاست‌ و دیانت‌
از دیگر جنبه‌های‌ حایز اهمیت‌ در اندیشه‌ی‌ مدرس‌، نگاه‌ او به‌پدیده‌ی‌ سیاست‌ و دیانت‌ و رابطه‌ی‌ این‌ دو با یک‌دیگر است‌ . شهید مدرس با توجه به تعالیم عالی اسلامی بود که جلوی سیاست شوم استعمار انگلیس ایستاد:
»منشأ سیاست ما دیانت ماست. ما با تمام دنیا دوستیم، مادامی که متعرض ما نشده اند. هر کس متعرض ما بشود متعرض او خواهیم شد. همین مذاکره را با مرحوم صدراعظم شهید عثمانی کردم. گفتم اگر کسی بدون اجازه ما وارد سر حد ایران شود و قدرت داشته باشیم او را با تیر می زنیم، خواه کلاهی باشد، خواه عمامه ای باشد، خواه شاپو بسر داشته باشد ... دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما، ما با همه دوستیم و همین طور هم دستور داده شده است.«
5ـ اندیشه‌ روشنفکری‌
ویژگی‌ دیگر در مورد مدرس‌، درک‌ مقتضیات‌ زمان‌ و مکان‌ بود. از این‌رهگذر، یکی‌ از معاصرین‌ مدرس‌ درباره‌ی‌ وی‌ می‌گوید:
«مدرس‌... پای‌بند شاخ‌ و برگ‌های‌ زاید و مضر دیانت‌ نبود، منتها از نظر هم‌صدایی‌ نظیر پیشرفت‌ نیات‌ سیاسی‌اش‌، شرط ‌عقل‌ را در این‌ می‌دید که‌ بنا به‌ دستور دکتر گوستاولوبون‌، خود راعاقلانه‌ تابع‌ ضروریات‌ محیط‌ بسازد.»
مدرس‌ که‌ نسبت‌ به‌ تعالیم‌ مکتب‌ اسلام‌، شناخت‌ عمیق‌ پیدا کرده‌ بود،مانند روشنفکران‌ معاصر خویش‌ نبود که‌ به‌ خاطر سطحی‌نگری‌ نسبت‌ به‌تعالیم‌ اسلامی‌ در برخورد با فرهنگ‌ غرب‌، دچار از خود بیگانگی‌ و درنتیجه‌ خود باختگی‌ شود.
«این‌که‌ ما تعقیب‌ از مقالات‌ روسو نمی‌کنیم‌، برای‌ این‌ است‌ که‌افکار عالیه‌ی‌ محمد بن‌ عبدالله‌ (ص‌) را برای‌ نظم‌ اجتماع‌ بهتر ازافکار روسو می‌دانیم‌.»

6ـ اندیشه‌ی‌ قانونمندی‌
از دیگر جنبه‌های‌ مهم‌ اندیشه‌ی‌ مدرس‌، نگاه‌ او به‌ پدیده‌ی‌ قانون‌ وقانونمندی‌ است‌. این‌ پدیده‌ آن‌قدر در اندیشه‌ی‌ او از والایی‌ و ارجمندی‌برخوردار است‌ که‌ او رعایت‌ قانون‌ را حتی‌ اگر بی‌فلسفه‌ هم‌ باشد، لازم‌می‌داند. به‌ باور مدرس‌، تناسب‌ قانون‌ با شرایط‌ زمانی‌ ومکانی‌، جنبه‌ای‌ از قانونمندی‌ در قانون‌گذاری‌ به‌ حساب‌ می‌ آید.
«... ماهیت‌ قانون‌ هم‌ باید به‌ جای‌ خودش‌ باقی‌ باشد. اگر تمام‌علوم‌ اروپا را هم‌ بیاوریم‌ و بخواهیم‌ قانون‌ وضع‌ کنیم‌، محقق‌ است‌ که‌ زحمت‌ بیهوده‌ای‌ است‌ و شباهتی‌ به‌ قانون‌ ما ندارد.ماهیت‌ قانونی‌ حقوقی‌ و و جزایی‌ ما، ان‌ شاءالله‌ در کمیسیون‌مبرهن‌ خواهد شد...»
رعایت‌ مصلحت‌ مردم‌ در قوانین‌، جنبه‌ی‌ دیگری‌ از لزوم‌ رعایت‌قانونمندی‌ در قانون‌گذاری‌ است‌.
«... اگر قانون‌ اجرا نشود و توی‌ دهن‌ مردم‌ بخورد، برای‌ ماتعریفی‌ ندارد. ما باید قانونی‌ درست‌ کنیم‌ که‌ به‌ درد مردم‌ بخورد و به‌ صلاح‌ مردم‌ باشد...»

کلام آخر را با سخنی از مقام معظم رهبری در مورد شهید مدرس به پایان می بریم:

»مدرس به عنوان یک روحانی که از چشمه فیاض دین رهایی بخش و انسان ساز اسلام سیراب بود در انجام تکلیف الهی و شرعی خویس – که مبارزه با ظلم و فساد و اختناق را سرلوحه احکام خویش دارد – تنها بودن را بهانه سکوت قرار نداد و چه بسا که در بسیاری از جریانات سیاسی کشور تنها یک فریاد بود که پرده خفقان حاکمه را می درید و آن فریاد خروش دشمن شکن مدرس بود .... مدرس بحق افتخار جامعه روحانیت – بخصوص در قرن حاضر – و نمونه ای از مقاومت جامعه روحانیت در همه زمانهاست ... پرچم مبارزه ای که شهید مدرس برافراشت هیچ گاه بر زمین نیفتاد، مبارزه بی امان مدرس علیه هر آنچه غیرخدایی است هنوز در جامعه ما ادامه دارد «
1. آذر 1360،پیام حضرت آیت الله خامنه ای بمناسبت گرامیداشت چهل و چهارمین سالگرد شهادت مدرس
2.یاد (فصلنامه بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران) شماره بیستم، سال پنجم، پائیز 1369
3.مدرس،انتتشارات بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران
4.مرکز اسناد تاریخ انقلاب اسلامی ایران
5.صحیفه نور
?



نویسنده :« سردبیر » ساعت 9:0 عصر روز سه شنبه 87 دی 17


*رسول جعفریان

گروه فرقان به رهبری طلبه‌ای به نام اکبر گودرزی‌، یکی از شاخص‌ترین گروه‌های نه تنها منفصل از روحانیت، که ‌مخالف صریح با روحانیت بوده است‌. اکبر گودرزی اهل لرستان ـ روستای دوزان در نزدیکی الیگودرز، جایی میان خمین و الیگودرز ـ بوده و از آنجا که پدرش چوپان بود، فرقانی‌ها از وی با عنوان «چوپان زاده آزاده‌» یاد می‌کردند. وی در حوالی سال 1335 متولد شده (در شناسنامه 1338 قید شده‌)، در سال 51 یا 52 عازم، ‌خوانسار شده و مدتی در مدرسه علمیّه آنجا تحصیل کرده و سپس یک سال در قم مانده و بعد از آن به تهران‌ آمده و مدتی را در مدرسه چهل‌ستون و سپس در مدرسه حاج شیخ عبدالحسین بیتوته که به سال 56 آنجا را نیز ترک کرده و از لباس طلبگی هم خارج شده است‌. او علاوه بر درس طلبگی‌، درس جدید را هم تا کلاس یازده خوانده است‌.
گودرزی در سال 56، کلاس‌های تفسیر در مناطق مختلف تهران (نازی‌آباد، سلسبیل‌، قلهک، جوادیه و خزانه بر پا و نیروهایش را نیز از همین جلسات جذب می‌کرد. البته برخی از این جلسات هم به اقتضای فضای آن سال‌ها در خانه‌های افراد علاقه‌مند تشکیل می‌شد‌.

ادامه مطلب...


نویسنده :« سردبیر » ساعت 8:0 صبح روز چهارشنبه 87 مهر 3


سیری در آغاز تا فرجام سازمان مجاهدین خلق
* احسان اقارضایی

سازمان
مجاهدین خلق در سال 1345 توسط شش تن از اعضای پیشین نهضت آزادی و
فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران (محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، علی‌اصغر
بدیع‌زادگان، احمد رضایی، محمود عسکری‌زاده و رسول مشکین‌فام) با مشی و
مرامی مسلحانه و مخفی و ایدئولوژی التقاطی مارکسیسمی، اسلامی پایه‌ریزی
شد. که در بین آنها سه نفر اعضای اصلی سازمان را تشکیل می‌دادند. «محمد
حنیف نژاد» مهندس ماشین آلات سنگین کشاورزی از دانشکده شهر کرج در حومه
شهر تهران، مسول ایدئولوژیکی سازمان که فعالیتهای سیاسی خود را با عضویت
در نهضت آزادی شروع نمود. نفر بعدی «سعید محسن» مسول تشکیلاتی این جمع،
مهندس راه و ساختمان و فارغ التحصیل دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. این
فرد همانند حنیف نژاد در جبهه ملی، انجمن اسلامی دانشجویان و نهضت آزادی
عضویت داشت. « علی‌اصغر بدیع‌زادگان» که مسولیت نظامی گروه را بر عهده
داشت، در رشته مهندسی شیمی در دانشگاه تهران بورس تحصیلی داشت. او نیز در
هر سه تشکل جبهه ملی، انجمن اسلامی دانشجویان و نهضت آزادی عضویت داشت.
ادامه مطلب...

نویسنده :« سردبیر » ساعت 5:44 عصر روز چهارشنبه 87 اردیبهشت 11



در شماره 5 ماهنامه حضور، ضمن بررسی پیشینه‌ی «ناتوی فرهنگی» در جنگ سرد، اشارهای داشتیم به آرایش دوبارهی این لشکر فکری فرهنگی برای مبارزهی نرم با اسلام.
دیدیم که غرب چگونه پس از پایان جنگ سرد، تمام تجربیات و تجهیزات خود را به میدان جنگ تمام عیار با اسلام و جمهوری اسلامی (به عنوان خیمهی فرماندهی جهان اسلام) آورد و مدل ناتوی فرهنگی را برای این مبارزه بازسازی نمود.
سرویسهای اطلاعاتی غرب در همین راستا اقدام به تأسیس مراکزی تحت پوشش بنیادهای فرهنگی-تحقیقاتی و در واقع برای ساماندهی پیادهنظامی از روشنفکران و روزنامهنگاران و . . .  نمودند. این مراکز نقش حلقهی اتصال مخالفین داخل با ضدانقلاب خارج از کشور را ایفا میکنند.
همچنین برمبنای کتاب «جنگ سرد فرهنگی» اثر خانم فرانسس ساندرس، دیدیم که در امریکا برخی از دانشگاهها به مراکزی مانند سیا و پنتاگون به طور رسمی و نیمه رسمی، سرویسهای تحقیقاتی می‌دهند. این امر از مسائل آشکار جامعهی آمریکاست. به عنوان نمونه، دانشگاه »استانفورد« پروژه‌های تحقیقاتی پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) را انجام می‌دهد و دانشگاه «برکلی» و »هاروارد« به سازمان سیا سرویس می‌دهند. «دانشگاه کلمبیا» نیز در شمار دانشگاههایی است که بسیاری از پروژه‌های تحقیقاتی خود را به سفارش و زیر نظر سازمان سیا انجام می‌دهد . در این مقاله،  به معرفی تعدادی از این مراکز  میپردازیم.
منبع: کتاب «براندازی در سکوت» ، مرتضی قمری وفا، انتشارات کیهان.
سرویس تاریخ تحولات سیاسی معاصر

ادامه مطلب...

نویسنده :« سردبیر » ساعت 10:0 صبح روز چهارشنبه 86 اسفند 15


*محمد علی صدر

تاریخ معاصر ایران همواره شاهد تاریخ نگاری بی بدیل شاگردان مصدق بوده است . علیرغم اینکه این افراد درعرصه های سیاسی هیچ موفقیت قابل توجهی را بدست نیاورده اند ، اما ایشان در تطهیر چهره خود و مصدق به طرز شگرفی موفق بوده اند. چه اینکه امروز ، بسیاری مصدق و بازرگان و . . . را قهرمانان کم نظیر ملی میدانند. اما فضای منحرف حاکم بر تاریخ نگاری معاصر، زمینه را برای مطرح شدن سوالاتی درمورد رابطه مصدق با جاسوسهای انگلیسی(1)، رابطه مصدق و دین ، جایگاه مردم در اندیشه مصدق، سنگ اندازی های آشکار بازرگان در مسیر نهضت اسلامی ، ناکارامدی مفرط دولت موقت و. . . از میان برده است .
به طور کلی دو عامل اصلی در بوجود آمدن این فضا تاثیر گذار بوده است :
1. استفاده از تحریف و سانسور در تاریخ نگاری از جانب ملیگراها
2. کمک نمودن عده ای از دلسوزان انقلاب در بوجود آمدن این فضا

ادامه مطلب...

نویسنده :« سردبیر » ساعت 10:0 صبح روز چهارشنبه 86 اسفند 15



رژیم شاه پیش از اشغال فلسطین در مهاجرت جهودها به آن سرزمین، همکاری نزدیک و تنگاتنگی با «آژانس یهود» داشت. وقتی فلسطین اشغال شد، رژیم صهیونیستی اعلام موجودیت کرد و رژیم شاه پس از ترکیه دومین کشور اسلامی بودکه بی‌درنگ آن رژیم نامشروع را به رسمیت شناخت و با «اسرائیل» داد و ستد همه‌جانبه برقرار کرد.
ملت ایران در برابر این خیانت رژیم شاه سخت به خشم آمدند، به ویژه آنگاه که دریافتند دولت «ساعد مراغه‌ای» با گرفتن رشوه کلانی از اشغال‌گران فلسطین، آن رژیم غیر‌قانونی را به رسمیت شناخته و با آن رژیم قرارداد بازرگانی امضا کرده است! افکار عمومی خواستار قطع روابط سیاسی با رژیم صهیونیستی و بازپس گرفتن شناسایی آن رژیم جعلی و غیر‌قانونی بود. دکتر مصدق که دولت خود را مردمی می‌دانست طبیعی بود که در برابر انزجار شدید ملت ایران نسبت به رژیم صهیونیستی و خواست قلبی آنان مبنی بر بازپس‌گیری شناسایی آن رژیم و قطع هرگونه رابطه با اشغالگران نمی‌توانست بی‌تفاوت بماند، چون بی‌تردید به زیر سئوال می‌رفت و موقعیت خود را در جامعه از دست می‌داد. از این رو «جبهه ملی» و دولت مصدق ترفندی به کار گرفتند که جز عوام‌فریبی نمی‌توان نام دیگری بر آن نهاد.

ادامه مطلب...

نویسنده :« سردبیر » ساعت 10:0 صبح روز چهارشنبه 86 اسفند 15


جنگ سرد؛
جنگی برای انحصار سلطه

«جنگ سرد» به دوران تاریخی اطلاق می شود که از اواسط دهه 1940 میلادی، با ‏پایان جنگ دوم جهانی، آغاز شد و تا سال 1991 و فروپاشی اتحاد شوروی، یعنی ‏حدود 45 سال، تداوم یافت. این دوران، دوره‌ی نبرد آشکار و پنهان سیاسی، ‏اقتصادی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و فرهنگی بلوک غرب به رهبری ایالات متحده‌ی آمریکا، ‏و بلوک شرق به رهبری اتحاد شوروی بود. جنگ سرد در واقع نزاع دو ایدئولوژی مدرن (لیبرالیسم و کمونیسم) بر سر مالکیت عالم بود. از آنجایی که سلطه‌گری، اساس مدرنیته است و تمامی ایدئولوژی‌های مدرن، به دنبال جهانی‌سازی خود هستند، یک ایدئولوژی مدرن اساساً قادر به تحمل ایدئولوژی دیگر نیست. در دوره‌ی جنگ سرد، هریک از دو ایدئولوژی لیبرالیستی و کمونیستی می‌کوشیدند تا با حذف دیگری، سلطه‌ی خود را بر عالم، انحصاری کند.

ادامه مطلب...


نویسنده :« سردبیر » ساعت 10:0 صبح روز پنج شنبه 86 آذر 15


(مروری بر پرونده‌ی روشنفکری ایرانی از آغاز تا به امروز)

 

پیش‌درآمد
در سال‌های پایانی قرن 17 میلادی، جامعه‌ی فکری-فرهنگی اروپا، انتقال به مختصات جدیدی را تجربه می‌کرد. واین به دلیل ظهور نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فیلسوفانی بود که خود را متکی به عقل مستقل(منقطع از وحی) و خودبنیاد می‌دانستند. افرادی که خود را »نمایندگان عصر روشنایی« و روشن اندیش خوانده و دیگران (پیروان ادیان و آیین‌های سنتی) را »طرفداران عصر تاریکی« می‌دانستند.
اینان در زبان فرانسه »انتلکتوئل«(1) یعنی عقل‌گرا نامیده شدند. »انتلکت «، همان عقل مدرن اومانیستی می‌باشد. در واقع، انتلکتوئل‌ها منادیان پیروی از عقل اومانیستی و دعوت‌کنندگان به سرپیچی از تفکر دینی بودند و به ترویج باورهای مدرنیته می‌پرداختند. بنابراین اگر انتلکتوئل‌ها را »پیامبران مدرنیته« بنامیم، سخنی ‌بی‌راه نگفته‌ایم.

ادامه مطلب...


نویسنده :« سردبیر » ساعت 7:0 صبح روز جمعه 86 آبان 18


* استاد خسروپناه

 

یکی از مهمترین پیش نیازهای برخورداری از قدرت تحلیل سیاسی، رصد جریان های فکری-فرهنگی و آگاهی از سیر تحول آن ها از آغاز تا به امروز می باشد. از آنجایی که داشتن قدرت تحلیل سیاسی از ملزومات دانشجویی است (باید باشد!)؛ «حضور» به صورت جدی به بحث در مورد اشخاص و جریانات تأثیرگذار در تاریخ فرهنگی معاصر می پردازد. در این شماره با نگاهی کلی و جامع و البته به اختصار، به معرفی جریان های فکری-فرهنگی پس از انقلاب پرداخته ایم. به امید خدا از شماره ی آینده به بحث تحلیلی مبسوط خواهیم پرداخت.

ادامه مطلب...


نویسنده :« سردبیر » ساعت 7:0 صبح روز سه شنبه 86 مهر 17